الغزالي
مقدمه 30
كيمياى سعادت ( فارسى )
است » به هيچ وجه سخن او را باور نخواهيم كرد و در علم ما هيچ شك و ترديد ايجاد نمىشود ، و از خرق عادتى كه برابر چشم ما صورت گرفته است جز شگفتى حاصل نخواهد شد . آرى از كار وى تعجب مىكنيم اما دعوى او را در اينكه « سه از ده بزرگتر است » هرگز نمىپذيريم . بارى دربارهء حقيقت علم به اين اساس كه شنيدى پى بردم سپس دانستم كه هر چه در معلومات من به اين درجه از قطع و يقين نرسيده باشد در خور وثوق و اطمينان نيست و مايهء آرامش نفس نخواهد بود . پس بايد در جستجوى علمى باشم كه مايهء اطمينان و آسايش روح باشد ، نه اينكه به اندك شبهه و ترديدى از دست برود ، يعنى من بايد سرمايهاى پايدار بجويم نه بضاعتى كه بيم دزد و غارتگر در آن باشد . تأثير تربيت - « غزالى نيز مثل ژان ژاك روسو فطرت انسانى را در اصل پاك مىيابد و عارى از هرگونه آلايش . مىگويد با وجود اختلافهايى كه در افراد هست ، روح از روى فطرت براى شناخت حقيقت اشياء آمادگى دارد . نه آيا روح امرى است ربانى ؟ در اين صورت شرّى كه در وجود انسان هست از فطرت نيست ، از كسب است و از تأثير تربيت . از اين روست كه تربيت در احوال مردم تأثيرى قوى دارد و انكارناپذير . همانطور كه بدن وقتى به دنيا مىآيد كامل نيست ، بايد با تغذيه تقويت شود و به كمال برسد ، روح نيز هنگام ولادت كامل نيست ، تربيت و اخلاق است كه آن را به كمال مىرساند . بدين گونه در فطرت ، كودك قلبى دارد عارى از هر نقش و خالى ، و بر كنار از هر رنگ و هر تعصب . پدر و مادرند كه به تبعيت از خويش ممكن است وى را يهودى كنند و مسيحى سازند يا مجوسى . از اين رو تربيت در سعادت و شقاوت انسان مسئوليت عمده دارد ، فطرت سليم را ممكن است آلوده كند يا درخشان ، به قلمرو فرشتگانش بكشد يا به قلمرو شيطان . » « 1 »
--> ( 1 ) « فرار از مدرسه » نوشتهء دكتر زرينكوب ، ص 185 .